۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

سرگذشت گورستان هایی به نام گلستان جاوید !

ودیعه کریمان

در هفته های اخیر، از مشهد خبر رسیده که مسئولان حکومتی با به تعویق انداختن صدور جواز دفن یکی از درگذشتگان بهائی در گورستان بهائیان شهر، دوباره اقدام به آزار جامعۀ بهائی مشهد نموده اند। خانم زینت قربانی که در ۲۵ دی ۱۳۸۹ از دنیا رفت، طبق اخبار رسیده دومین فردی است که دفن جسدش در گورستان بیش از ۲۵ سالۀ بهائیان مشهد از سوی مسئولان حکومتی با مشکل مواجه می شود. ظاهراً مسئولان در صددند که محل دیگری را به عنوان گورستان به بهائیان مشهد بدهند و گورستان فعلی را از این جامعه بازپس گیرند. بهانۀ این کار هم ظاهراً واقع شدن گورستان بهائیان در مکانی سرسبز و مورد استفادۀ عموم است.این که گورستان بهائیان در مکانی سرسبز واقع شده و مردم برای تفریح از گوشه و کنار به این مکان و حواشی آن می آیند، صحیح است. اما این بدان معنا نیست که مسئولان در بیش از بیست و پنج سال پیش مکانی سرسبز به بهائیان داده اند تا مردگان¬شان را آنجا دفن کنند. در حقیقت این مکان سرسبز که عده ای آن را تفریحگاه خود می دانند، از روز اول چنین نبوده. اینجا مکانی دورافتاده در دره ای خشک بوده که مسئولان پس از ویران کردن گورستان قبلی بهائیان مشهد، برای دفن درگذشتگان به بهائیان دادند. اما برای آمدن به اینجا که اکنون تفرجگاه مردمان شده، به مدت چندین و چند سال باید از جادۀ خاکی و صعب العبوری می گذشتی؛ گذشته از این، آن وقت ها به جای درختان، با انبوه اجساد حیوانات و زباله مواجه می شدی و حشراتی که برای افراد مزاحمت ایجاد می کردند. تصویر آن زمانِ این گورستان، هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران دیده می شود: چون گاهی مسئولان در آزار بهائیان، به دادن زمین های دورافتاده و بد¬مسیر جهت گورستان اکتفا نمی کنند و محل دفع زباله و فاضلاب شهری را به نزدیکی گورستان های بهائی منتقل می کنند، حتی اگر از ابتدا و به عمد زمینی را در نزدیکی چنین مکان های متعفنی برای گورستان در اختیار بهائیان نگذاشته باشند.

علت اصلی دادن چنین زمین هایی صرف نظر از تحقیر جامعۀ بهائی و آزار و اذیت ایشان، این است که اساساً بهائیان را گمراه و خارج از دین می دانند و نمی خواهند هم میهنان عزیز مسلمان از دروغ بودن چنین ادعایی و از عقاید بهائیان در خصوص اعتقاد به خدا و عالم بعد و بقای روح و مراسم معنوی خاکسپاری آگاه شوند و سوء تفاهماتشان رفع گردد.دست بر قضا و ناخواسته، سال ها گذشت تا شهرداری زمین های اطراف گورستان بهائیان مشهد را با درخت کاری و جمع زباله، به فضای سبز تبدیل کرد. بهائیان نیز که اساساً گورستان های خود را «گلستان جاوید» می نامند، زمین را نهال کاری کردند و در زیباسازی محیط نهایت تلاش را نمودند. بهائیان مشهد از پیر و جوان هر یک در حدی که می توانست در این فرایند کمک کرد؛ یکی در جمع آوری زباله، یکی در کاشتن نهال ها، دیگری در ساختن غسّال خانه و آبدارخانه و سکوهای محل نشستن و از این قبیل. تمام این خدمات و نیز خدمات جاری گورستان، کارهایی چون حفر زمین و شستن جسد، مثل دیگر امور اداری و خدماتی جامعۀ بهائی به صورت داوطلبانه و بدون دریافت کوچک ترین هزینه از مسئولان دولتی انجام شده.از این گذشته، گورستان بهائیان مشهد هم مثل گورستان های شهرهایی چون سمنان، ویلاشهر، گیلاوند، تهران، یزد و چندین و چند شهر دیگر، به گزارش سرویس خبری جامعۀ بهائی، «در شامگاه ٨ خرداد ١٣٨٩ توسط مزاحمان ناشناس تخریب شد و دیوارهای گورستان، غسّال خانه و محل دعا و نماز به شدّت خسارت دید.»چندین و چند نفر از مسئولان بهائیان شهرهای ایران را دیده ام که برای دریافت تکه ای زمین برای گورستان بهائی مدت ها وقت صرف کرده و صدماتی را نیز متحمّل شده اند، از جمله در کرج دو تن از بهائیان شهر هنگام مراجعه برای دریافت زمین برای گورستان، بازداشت و ۱۵ سال زندانی شدند؛ جوان زندانی شدند و میانسال آزاد شدند. در این مدت متهمان و خانواده های شان را تحت فشار روحی قرار دادند به طوری که چندین بار به خانواده های آنان اجازۀ ملاقات داده و گفته شد که این ملاقات آخر است و دو نفر به زودی اعدام خواهند شد. عفو بین الملل در گزارش اردیبهشت ۱۳۷۴ خود دربارۀ «سرپوش رسمی جمهوری اسلامی بر سرکوب و اختناق» دربارۀ این دو نفر به نام های کیوان خلج آبادی و بهنام میثاقی می نویسد:«در آوریل سال ۱۹۸۹ در گوهر دشت دستگیر شده و بدون هیچ اتهام یا محاکمه‌ای تا تاریخ دسامبر ۱۹۹۳ در بازداشت نگهداشته شده‌اند تا این که در این تاریخ از طرف دادگاه انقلاب اسلامی تهران حکم اعدام‌شان صادر شده است. بنا بر گزارش‌ها علت این امر اعتقادات مذهبی این افراد است. محل بازداشت فعلی آن‌ها معلوم نیست.» (۱)با این حال کم نبوده مواردی که به خاطر محرومیت بهائیان از داشتن گورستان در بعضی شهرها، جسد درگذشتگان بهائی ساعات و روزها روبروی شهرداری بر زمین مانده و مسئولان رسیدگی نکرده اند؛ چه بسا گورستانی بوده، ولی جواز دفن صادر نشده، برای ورود تشییع کنندگان به گورستان مزاحمت هایی پدید آمده و قبرها مورد حمله و هتک حرمت واقع شده اند. و اینها صرفاً چند نوع از مزاحمت هایی است که در راه کفن و دفن درگذشتگان بهائی ایجاد شده و موارد مفصلی از آنها در سرویس خبری جامعۀ بهائی و یا دیگر خبرگزاری¬ها منعکس شده است.علاوه بر این، گورستان بهائیان مشهد اجساد افرادی را در خود دارد که فقط و فقط به خاطر بهائی بودن و یا کمک در امور جامعۀ بهائی به دست حکومت اعدام شده اند: جناب روح¬الله روحانی که آخرین نفری بودند که رسماً توسط حکومت و به خاطر رسیدگی به امور اداری جامعۀ بهائی مشهد دستگیر و بدون اطلاع اعدام شدند، در سال ۱۳۷۷؛ زمانی که به نظر می رسید رویۀ حکومت در کشتار بهائیان تغییر کرده و از خشونت ها اندکی کاسته شده؛ سرهنگ نصرت¬الله وحدت که اکنون پس از بیش از ۲۵ سال از اعدام¬شان، (۱۳۶۳) فرزندشان جلایر و داماد و نوه¬شان، داور و نورا نبیل زاده، با اتهامات ناروا دست و پنجه نرم می کنند؛ جناب فیروز پردل که ایشان نیز در سال ۱۳۶۳، در حالی که دو فرزند خردسال داشتند (۲)، اعدام شدند و چندی پیش، در تیر ماه امسال، مشکلاتی بر سر راه صدور جواز دفن برای مادرشان، خانم مرضیه غلامی، در همین گورستان مشهد پیش آوردند، به این صورت که جسد را در سردخانه نگه داشته و از تحویل آن به خانواده برای تدفین خودداری کردند و صدور جواز دفن را منوط به پرداخت مبلغ ۳۶۰ هزار تومان برای «خدمات» اعلام نمودند. (۳)به نظر می رسد علت این امر نیز مثل انواع دیگر آزار که به بهائیان روا می دارند، اعتقادات آنان و خدمات بی دریغ شان به وطن محبوب است که هنوز عده ای نسبت به آن دچار بدبینی هستند. عجیب است؛ زمینی که خود سال ها پیش به بهائیان داده اند و بهائیان آن را گلستان جاویدی ساخته اند، باز پس می گیرند و سنگزاری دیگر در نقطه ای دورافتاده به ایشان می دهند، مکانی به «مساحت بسیار کم»، «در ۴۰ کیلومتری خارج شهر مشهد و در جاده ای ناامن و نامناسب» و «فاقد هر گونه امکانات برای مراسم خاک سپاری»، مکانی که «زمینش چنان سخت است که گود کردن آن و حفر گور با دشواری فراوان» روبروست (۴)، شرایطی که با وضع «سابق» گورستان فعلی بهائی شباهت های انکارناپذیری دارد... گویی تاریخ دوباره تکرار می شود.کاش اندکی فکر می کردند که چرا بهائیان یک زمین خشک را نهال می کارند، در آن سکو می سازند و زباله هایش را جمع می کنند و در ارائۀ خدمتی به آن داوطلبانه و با سرور قلبی شرکت می کنند. چرا بهائیان گورستان ها را «گلستان» می خوانند؟ این زمین ها گلستان است چون پذیرای اجسادی ست که روزی روح انسانی به آنها تعلّق داشته و روح انسانی در باور بهائیان شریف است، ملکوتی است، کرامت دارد، قابلیت آن را دارد که با تعلّق به همان جسدی که اکنون به خاک سپرده شده، خدماتی به همنوعان خود ارائه کند و درنتیجه سرفراز و شاد و راضی به عالم بالا رود و صعود کند. جسدی که روزی حامل چنین روح انسانی بوده قابل احترام است و گورستان نیز بیش از آن که مکان عزا و غم باشد، مکانی ست برای تفکّر، تفکّر دربارۀ مردمانی که «جان خود را بر جهان افزوده اند»، تفکّر در این که دیر یا زود روزی می رسد که من نوعی هم خواهم رفت و باید برای این مدت باقیمانده ام چاره و برنامه ای کنم تا زندگی پویایی داشته باشم و شاد و راضی بروم. به این بیندیشم که حیف است در اینجا مثل یک کودک نابالغ در فکر اهداف کوتاه مدت خود باشم، سرم در کار خودم باشد و اگر هم رابطه ای با دیگران دارم با خودخواهی و ظلم آمیخته باشد، حیف است مثل کودکی نادان باشم که نصیحت پدر مهربان را پشت گوش می اندازد و از رشد و بلوغ، از خدمت به یگانگی و از خدمت به نوع انسان باز می ماند.

ودیعه کریمان

برگرفته از :
http://news.gooya.com/politics/archives/2011/03/118671.php

قدمی برداریم !


شعری از اعماق تیره زندان های ایران


این شعر زیبا و لینک یوتیوب توسط یکی از خوانندگان عزیز خبرنورد ارسال شده است:

برداشتی آزاد از نوشته رها ثابت زندایی بهایی در شیراز

بالشی از پر قو و زیراندازی نرم،
یک لحاف
يك قدک گلناری
و دو صد ناز برای مادر، پدر یا همسر
و چه سان فهم توان کرد :
یک پتو ، جای نمور، سرد و خشن.
سوز سرما و شبی نامانوس
و خیالی نگران

بوی خوش، جای تمیز، یک جهان آب ولرم
و دو صد پیراهن
و تو سرگردانی که کدام یک را بیارایی بر تن خویش
و چه سان فهم توان کرد:
در آن تنگی جا
تو بلرزی ز سرما و آبی سرد بر تنت،
بوی نا، بوی تعفن و یکی پیراهن
که بشوری و دو صد بار به تن جامه کنی

یک بغل آرامش،
دوستانی همه سبز
همه با روح ظریف
همه با خنده و شاد،
همه سرمست ز با هم بودن
و آن گاه اندر آن ظلمت جا:
چهر ها سرد و خشن
عده ای بی لبخند
که نهایت عمرشان باید آنجا طی شود
در اتاقی که به اندازه ی یک دخمه ی تاریک است.
دو قدم برداری
پیش چشمت جسم بی روحی ست به نام دیوار
و چو خواهی به چپ بر گردی:
چهره ها منتظرند تا خطایی بکنی.
همه بی تاب زمان
و زمان کند تر از هرجایی

عده ای زندانی
که زمانی خوش و شاد
در جهانی که کمی بیش از آن ظلمت گاه
می توان آزاد زیست
روزگاری داشتند
لیک این فقر چه آسان به تزلزل می کشد
روح تبدار مرا
یا تو را
یا همه را
یا تعصب که چسان می کوبد
با دو صد ها توهین و ستم
جسم درمانده ی از ره مانده.
و چه زجری دارد
دیدن اجسامی را که تو گویی روحشان مرده است
و چقدر سنگین است که بدانی:
آن چه اینان را به این تیره مغاک انداخته است
ظلم یک جامعه است،
مرگ یک فریاد است
که به قرنی مانده است در حنجره ها
و چو فریاد زنی
جای تو زندان است.
درد یک مملکت است که سرانش
همه چنگیز صفت بر همه گان تاخته اند
گوش كن ناله ي آن زنداني
كه در آن سوز و ستم همچو ماري به خودش مي پيچد
گوش كن ضجه ي آن بيوه زني
كه هنوز ناگه از خواب پرد،
مردي از جنسِ غريب
جسم و روحش بكشد
و همين كابوس را همه شب بيند و فرياد زند
گر كه داري چشم دل، بنگر:
كه چسان روح انساني ِ هر زنداني
زير بارِ تحقيرِهمه از هم بند بگير تا زندانبان
خرد و نابود شود
اين يكي قطره از آن درياهاست
كه در روح حقيقت جاريست
داغ ننگي ست كه در كشورمان
چون به هر شهر نظر اندازي مي بيني
داغ ننگي ست بر پيشاني تاريخ و زمان
همچو تاراج مغول،
چون ستم بر بابك،
مثلِ ويراني به دست اسكندر
و هزاران ستم خرد و كلان
كه دلِ ايران را چو شقايق داغدار كرده است
ليك بنگر كه چه سان از پس تيره مغاك
باز ايران است كه جاويدان است،
ملتي با فرهنگ،
مردمي زيبا گو،
همه از جنس بلور
روح تبدار زمان تشنه ي اقدام است،
جان در بند شده چشم بر دست من و ما دارد،
همچو يعقوب،
آرش،‌
طاهره يا قدوس
و هزاران مرد و زن در دل تاريخ و زمان
از قديم تا الان
قدمي برداريم،
همه آگاه شويم،
تا ستم مرده شود،
‌ريشه جهل و خرافات به همياري ما خشك شود.
جاهلان هم سازند،
ظالمان جلادند
ريشه ها را بزنيم.
حرف جاهل نيست،‌ظالم نيست،
ظلم و جهل اگر نيست شود:
جاهل آگاه شود،
ظالم بي ظلم شود
همه ايران عزيز
سر به سر خلد برين گردد و
فخر عالم بشود
قدمي برداريم،‌
قدمي برداريم،
قدمي برداريم
د।ج

برگرفته از :
http://khabarnavard.blogspot.com/2011/03/blog-post_16.html





۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

پیام نوروزی آقای اوباما ، رئیس جمهور محترم آمریکا !

پیام نوروزی ۱۳۹۰ خورشیدی بیت عدل اعظم الهی

۱ شهرالبهاء ۱۶۸
۱ فروردین ۱۳۹۰

ستایندگان اسم اعظم در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و باوفا،
(۱) فرارسیدن نوروز باستانی، جشن فرخندۀ ایرانی، پایان ایّام مبارک صیام و حلول سال نو را مغتنم شمرده اشواق قلبیّۀ خود را به فرد فرد شما عزیزان، بندگان حضرت رحمان و از طریق شما به تمامی ملّت شریف ایران ابلاغ می‌داریم.
(۲) از جمله سنن معمول در بین ملل آن است که روزی را برای شادمانی عمومی تعیین ‌می‌نمایند، در نهایت سرور و حبور به ملاقات یکدیگر می‌پردازند و به آشتی و محبّت روی ‌می‌آورند. نوروز یادآور شکوه و عظمت ایران باستان و نمادی از بزرگی و فخر دیرین این ملّت نازنین است. این سنّت پسندیده فرصتی است برای مسرّت همگانی، شفقت و مهربانی، به دور افکندن کینه‌ و دشمنی و نو شدن درونی و برونی. ایرانیان از دیرباز این روز پیروز را فرخنده و مبارک شمرده آن را تقدیس و تکریم کرده و به شادی و سرور پرداخته‌اند. بهائیان عالم نیز از هر قوم و نژاد در بیش از ۲۰۰ مملکت و سرزمین این روز پرشکوه را با همان نام زیبای "نوروز" جشن می‌گیرند و بر طبق نصایح حضرت عبدالبهاء می‌کوشند که ثمرۀ چنین روز خجسته‌ای تنها "محصور در سرور و شادمانی" نماند بلکه سرآغاز اقداماتی شایان در جهت خیر و رفاه همگان باشد.
(۳) سالی که گذشت شاهد استمرار تضییقات و ادامۀ شداید و ستم‌های ناروا بر شما عزیزان درگاه کبریا بود. مرتکبین اصلی این ظلم و ستم براستی کسانی هستند که اهریمنِ جهل و تعصّب روح و قلب‌شان را تسخیر نموده و آنان را از نیکی و بزرگ‌منشی بازداشته است به طوری که عامل خشونت و شقاوت نسبت به هم‌نوع گشته و خود را از الطاف الهی محروم ساخته‌اند. عدّۀ دیگری از هم‌وطنان شما نیز در حالی که به بی‌گناهی شما معترف و قلباً مایلند که عدالت را در حقّ شما مجری دارند به علّت جوّ امنیّتی موجود دستورات رؤسای خود را با اکراه اجرا می‌کنند و در این ظلم و ستم سهیم می‌شوند.
(۴) سپاس پرودگار یکتا را که در همین سال چه در داخل و چه در خارج، شاهد هم‌بستگی جمع بی‌شماری از ایرانیان شریف و روشن‌ضمیر بودید. ندای سازمان‌های مدنی ملّی و بین‌المللی را در حمایت از آزادی و شرافت انسانی خویش شنیدید، از صدور قطع‌نامه‌ها و بیانیّه‌های متعدّد در مجالس ملّی و بین‌المللی در دفاع از حقوق حقّۀ خود مطّلع شدید و با پایداری و استقامت آرام و سازندۀ خود تحسین و ستایش جهانیان را جلب نمودید. برادران و خواهران روحانی شما نیز در سراسر عالم با الهام ‌گرفتن از خدمات و فداکاری‌های شما با عزمی راسخ‌ و روحی مصمّم‌ در میادین خدمت به پیش رفتند و همواره در دعا و مناجات‌ به آستان حضرت یزدان به یاد شما عزیزان بودند.

(۵) موجب مسرّت این مشتاقان است که از مطالعۀ پیام رضوان ۱۶۷ بدیع و تأمّل در موفّقیّت مجهودات پیروان جمال اقدس ابهی در سراسر جهان در اجرای نقشۀ پنج‌ساله و یادگیری طرق کمک به افزایش توان‌مندی معنوی مردم برای به عهده‌ گرفتن مسئولیّت پیشرفت روحانی، اجتماعی و عقلانی خود بهرۀ وافر بردید و هم‌چنان که در پیام مزبور آمده است به ایفای نقش خود در این مشروع ملکوتی به نحو احسن ادامه دادید. مرحلۀ بعدی مشروع عظیمی که جامعۀ بهائی عالم به آن اشتغال دارد در رضوان ۱۶۸ آغاز خواهد شد. پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ این جمع خطاب به مشاورین محترم قارّه‌ای تمهیدات نقشه را توضیح داده است. بهائیان در سراسر گیتی با اشتیاق به کسب موفّقیّت‌هایی شایان در اجرای نقشۀ جدید چشم دوخته‌اند و فرد فرد شما عزیزان نیز از پیر و جوان با جدّیّت کامل و تا جایی که اوضاع اجتماعی‌ اجازه ‌دهد، چه از طریق انجام فرایض روحانی فردی و چه با استفاده از دیگر امکانات موجود، در راه خدمت کوشا خواهید بود.
(۶) عالم در هیجان است و سیل خروشان تحوّلات با سرعت و قوّتی بی‌سابقه در جریان. نظم و ترتیب دیرینۀ عالم دست‌خوش تزلزل گشته و دگرگونی‌های شگرفی که در روابط بشری در همۀ سطوح رخ داده تجدید نظری بنیادین در کلّیّۀ جنبه‌های حیات انسانی را طلب می‌کند. کشور ایران البتّه از این مقتضیات زمان برکنار نیست. ملاحظه فرمایید که با چه عزم جزمی مردم آن سرزمین در بنای جامعه‌ای پیشرفته و سربلند می‌کوشند و در این راه از تحمّل هیچ عذابی دریغ ندارند. موسم نوروز و تازگی طبیعت فرصت مناسبی برای تجدید قوای روحانی و بازنگری امور وجدانی و معنوی فراهم می‌سازد. شایسته است که در این بهار دل‌انگیز که نمادی از بهار روحانی است در مکالمات هدف‌مند خود با همسایگان، دوستان، آشنایان، همکاران و هم‌فکران، در مورد آنچه موجب توان‌مندی انسان برای کمک به رفاه مادّی و معنوی دیگران می‌شود به تبادل افکار پردازید و در چگونگی بنای اجتماعی که در آن استعداد‌های هر فرد بدون توجّه به پیشینۀ قومی، مذهبی، جنسی و یا طبقاتی شکوفا می‌شود، تاٴمّل فرمایید. به اتّفاق در بارۀ هدف واقعی عالم هستی و زندگی دنیوی تفکّر و تعمّق نمایید، زیبایی و کارآیی جامعه‌ای مبتنی بر اصل وحدت در کثرت را در نظر گیرید و در مورد شرافت ذاتی انسان که او را قادر می‌سازد تا سعادت خود را در سعادت دیگران ببیند به بحث و گفتگو مشغول شوید. ظالمان را به خداوند واگذارید و این بیان مبارک را به خاطر آورید که می‌فرمایند: "ای ظالمان ارض از ظلم دست خود را کوتاه نمایید که قسم یاد نموده‌ام از ظلم احدی نگذرم." ورای مصائبی که شما را از هر جهت احاطه نموده بنگرید و به بینش شکوهمند این امر اعظم که اصلاح عالم و سعادت امم است ناظر باشید. با تأسّی به حیات هیاکل مقدّسۀ امر الله و نیاکان روحانی خود و بر طبق مثل بارزی که خود در طیّ سی سال گذشته به جهانیان ارائه داده‌اید در شداید صبور و بردبار بمانید، به فداکاری‌های الهام‌بخش خود ادامه دهید و سهم خود را در بنای جهان و ایرانی متّحد، آباد و آزاد بیش از پیش ادا نمایید.
در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد فرد فرد شما عزیزان هستیم.
[امضا: بیت العدل اعظم]